تحلیل و بررسی دو تقریر از تاویل و هرمنوتیک از نگاه فیض کاشانی و شلایر ماخر

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری رشته کلام،(فلسفه دین و مسائل جدید کلامی) دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اصفهان(خوراسگان)، اصفهان، ایران

2 استاد، گروه الهیات، دانشکده علوم انسانی و حقوق، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اصفهان(خوراسگان)، اصفهان، ایران

3 دانشیار، گروه الهیات، دانشکده علوم انسانی و حقوق، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اصفهان(خوراسگان)، اصفهان، ایران

چکیده

علم تاویل و هرمنوتیک از آن دست مباحثی است که می‏توان گفت از ابتدای تاریخ تفکر بشری مورد توجه بوده و تقریرات گوناگونی از آن بیان شده است. در یونان باستان سخنانی که حکیمان و بزرگان اندیشه از معبد دلفی می‎‏شنیدند و آن رازها و رمزها به زبان خود می‏گشودند و یا سروده‌های حماسی که هومر از سرگذشت انسان‏ها در جامعه یونان و سرزمین‌های اطراف داشتند حکایت از تأویل‏هایی است که از آغاز تفکر فلسفی به زبان یا قلم انسان جاری می‌شده است. در فلسفه اسلامی نیز، فیلسوفان مسلمان در کنار عارفان، ادیبان و متصوفه تأویل و کشف ‌المحجوب را در گشایش رازها و معانی که به‌ویژه در متن مقدس که حقایقش لایه لایه است بروز داده‌اند. محوری‌ترین پرسش در تحقیق حاضر معطوف به ماهیت و حقیقت تأویل نزد دو حوزه فکری اسلام و مسیحیت است. این پرسش که هرمنوتیک و تأویل چیست؟ و هر کدام از چه خاستگاه فکری دیدگاه خود را بیان کرده‌اند. مثلاً در مواجهه با مباحث دینی چه در اسلام و چه مسیحیت آیا هرمنوتیک ممکن است؟ و اگر پاسخ مثبت است روش هرمنوتیک در اندیشه فیض یا شلایرماخر چگونه است؟ و پرسش‌های دیگری که در این مقاله از نگاه دو فیلسوف اسلامی و غربی، مورد پاسخگویی قرار گرفته‌اند. فیض کاشانی به عنوان یکی از نمایندگان تفکر دینی و پرورش یافته در حوزه حکمت متعالیه و شلایرماخر به عنوان اندیشمندی از تفکر فلسفی غرب، کسانی هستند که مبانی، روش‏ها، مسائل و اهداف آن‌ها در باب دین، خدا، انسان، با رویکردی تطبیقی و با روش تحلیلی – توصیفی مورد بررسی قرار گرفته است. علی‌رغم تفاوت‌هایی چند در مبانی، روش و اهداف تفکر فلسفی و دینی فیض و شلایرماخر در باب موضوعاتی که بدان‌ها اشتغال داشته‌اند هر دو متفکر می‌کوشند بر اساس نوعی نسبت‌سنجی میان انسان و حقیقت وجود به شیوه‌های تأویل متون و شناخت حقیقت آدمی بپردازند.

کلیدواژه‌ها